ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

58

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) عبد اللّه بن ابى حسماء گويد معاذ بن هانى بهرائى ، از ابراهيم بن طهمان ، از بديل بن ميسرة ، از عبد الكريم ، از عبد اللّه بن شقيق ، از پدرش ، از عبد اللّه بن ابى حسماء ما را خبر داد كه مىگفته است * پيش از آنكه رسول خدا به پيامبرى مبعوث شود با ايشان معامله‌يى انجام دادم ، چيزى از بهاى آن بر عهده من باقى ماند به ايشان وعده دادم كه براى پرداخت آن همان جا خواهم آمد . آن روز و فرداى آن روز فراموش كردم . روز سوم رفتم و ايشان را همان جا منتظر ديدم ، فرمود : اى جوانمرد مرا به رنج افكندى كه سه روز است همين جا انتظار تو را مىكشم . عبد اللّه بن ابى الجذعاء عبدى عبد اللّه بن شقيق عقيلى از او روايت كرده است . گويد عفان بن مسلم و عمرو بن عاصم كلابى هر دو ، از گفتهء حماد بن سلمه ، از خالد حذاء ، از عبد اللّه بن شقيق ، از خود عبد اللّه بن ابى جذعاء ما را خبر دادند كه مىگفته است * به رسول خدا گفتم : از چه هنگام پيامبر بودى ؟ فرمود : از آن هنگام كه آدم ميان روح و جسد بود . ميسرة الفجر او پدر بديل بن ميسرة عقيلى است كه از عبد اللّه بن شقيق روايت كرده است . گويد معاذ بن هانى بهرانى ما را خبر داد و گفت ابراهيم بن طهمان ، از بديل پسر ميسرة ، از عبد اللّه بن شقيق ، از ميسرة الفجر براى ما حديث كرد كه مىگفته است * از رسول خدا پرسيدم از چه هنگام پيامبر بودى ؟ فرمود : آنگاه كه آدم ميان روح و جسد بود من پيامبر بودم .